آيا شما به حيات در كرات ديگر اعتقاد داريد؟

توضیحات

آيا شما به حيات در كرات ديگر اعتقاد داريد؟

حيات در كرات

 

بودن يا نبودن يوفوها (UFO) يكي از بزرگ‌ترين بحث‌هاي علمي بين دانشمندان و ستاره‌شناسان بزرگ است.

كتاب‌ها و مقالات زيادي در مورد اشخاصي كه ادعا می کنند بشقاب‌ پرنده ها را ديده‌اند و يا با آدم‌هاي فضايي ملاقات داشته‌اند نوشته شده.

حتي از اين اشياء پرنده عكس‌هايي هم گرفته شده كه صحت آنها توسط دقيق‌ترين و ماهرترين كارشناسان تأييد شده است.

اما در اين مقاله به نقل آخرين اكتشافات در مورد اين مورد پرداخته و همچنین اعلام مي‌كنيم
اين نشريه هيچگونه مسئوليتي در قبال صحت و سقم اين مطلب ندارد;طبق آخرين مشاهدات
و كشفيات به عمل آمده در يكي از سياره های بسيار دوردست به نام FENTO كه حدود سه ميليون
سال نوري با زمين فاصله دارد، حياتی شبیه حیات زمین ديده شده است.

در اين سياره تنها دو شهر به نام‌هاي ”آپلوس الف“ و ”آپلوس ب“ وجود دارند.

شهر ”آپلوس الف“ به علت وجود آدم‌خوارهاي خيلي آدم‌خور قابل سكونت نيست و كاملاً متروك است.

اما درست برعكس آن شهر ”آپلوس ب“ داراي آب و هواي بسيار خوب و مناسب است (درست مثل‌شمال‌خودمان).

بنابراين اين‌شهر بسيار پرجمعيت‌بوده و براساس آخرين سرشماري (سال 1385 شمسي) با تبديل به يك ابرشهر جمعيتي بالغ بر 2 نفر دارد

بر اساس همين سرشماري اين شهر داراي 3 سازمان و بيش از 71 سوكميته و زيرگروه و نهادهاي وابسته است.

طبيعتاً دو سازمان از مجموع 3 سازمان هر كدام توسط يكي از اهالي شهر تأسيس و با حداكثر توان به فعاليت و جلب عضو مشغولند

و اما سازمان سوم در طي يك اقدام تاريخي كه در FENTO و حتي در زمين خود ما نيز سابقه ندارد با همكاري دو رقيب تأسيس شد

و هدف آن اين بود كه بتواند پوزه‌ي سازمان‌هاي ديگر شهر را به خاك بمالد.در جريان همكاري‌ها، همياري‌ها، رقابت‌ها،
دعواها، زد و خوردها، بد و بيراه گفتن‌ها، بين اين سه سازمان بالاخره يكي از اهالي كه
علاوه بر عضويت در اكثر زيرگروه‌هاي سازمان خودش در اكثر زيرگروه‌هاي سازمان رقيب هم عضو بود و
علاوه بر اين به عنوان مقام دوم سازمان مشترك هم فعاليت مي‌كرد (البته سازمان مشترك نفر اول نداشت
و بنا بر توافق و انتخابات انجام شده هر دو، نفر دوم سازمان محسوب مي‌شدند) فكر بكري به سرش زد و با مشت‌هاي گره‌كرده
به شهر ”آپلوس الف“ رفت.اما او براي مهاجرت نرفته بود حتي براي گردش هم نرفته بود رفته بود توي اين شهر تا پيش
آدم‌خوارهاي بسيار خطر ناكش ”زير آب“ دوست و رقيب هميشگي‌اش را بزند تا بدينگونه براي ابد از شر اين مزاحم خلاص شود
اينگونه بود كه وقتي آدم خورها از وجود شهري ديگر و ساكنان بسيارش مطلع شدند به آن حمله كرده و تمامي ساكنين آن شهر‌
(دقت كنيد تمامي ساكنين شهر) را ضمن يك قتل عام از بین بردند.

متأسفانه بدين ترتيب آخرين آثار حيات در سياره‌ي FENTO از بين رفت و اينگونه بود كه كليه‌ي ستاره‌شناسان
و منجمين ضمن نااميدي از وجود حيات (و نه حياط) در اين سياره مجبور شدند تا همچنان
به دنبال حيات‌هاي احتمالي ديگر (و نه حياط‌هاي ديگر) در ساير سيارات بگردند …. .

دیدگاهتان را بنویسید